شيخ ذبيح الله محلاتى

90

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

بازار برده مىفروخت و از يك‌نيمه بهايش كتان و از نيمى ديگر طعامى براى قوت ايشان مىخريد . روزى در آن اثنا كه از بازار عبور مىكرد و آن رشته را بر سر داشت ناگاه پرندهء تيزچنگال از هوا به زير آمد آن رزمهء رشته را بربود و به هوا بلند شد آن زن از حدوث اين حادثهء مهيبه بى خود به روى زمين افتاد چون به هوش آمد گفت با دختران يتيم چكنم كه اكنون زحمت گرسنگى دارند و همىبگفت و بگريست مردمان بر گردش انجمن شدند و از حالش بپرسيدند قصه خود را بازگفت او را به حضرت سيده نفيسه دلالت كردند و گفته‌اند به خدمت وى شو و مسئلت دعا كن همانا خداى تعالى از بركت دعايش مهم ترا كفايت فرمايد پيره‌زن بحضرتش شتافت و سرگذشت خود را بعرض رسانيد و خواستار دعا گرديد . سيده بر وى ترحم نموده دست بدعا برداشت عرض كرد ( يا من علا فقدر و ملك فقهر جبر من امتك هذه ما انكسر فانها خلقك و عيالك ) چون اين كلمات بگفت با آن زن فرمود بجاى بنشين كه خداى تعالى بر هر كار تواناست آن زن بر در سراى بنشست و بواسطه گرسنگى اطفالش قلبش سوزناك بود و ساعتى برنگذشت ناگاه جماعتى را بديد كه بر در سراى اجازهء دخول مىطلبند چون داخل شدند سلام دادند سيده از حال ايشان پرسيد عرض كردند ما را حكايتى عجيب است ما مردمى سوداگر هستيم و به دريا سفر كرديم و خداى را بر عافيت سپاس مىگذاشتيم و چون نزديك به شهر شما رسيديم آن كشتى كه در او نشسته بوديم سوراخى در او بهم رسيد و آب در كشتى داخل گرديد چندانكه مشرف بر غرق شديم و همى آن مكان را كه آب از آن مىجوشيد مسدود مىكرديم فايدتى نمىكرد آب طغيان كرد استغاثه بدرگاه حضرت احديت نموديم و به حضرت شما توسل جستيم در اين اثنا مرغى را نگران شديم كه خرقه‌اى را كه در آن پنبه رشته بود بسوى ما افكند آن خرقه رشته را در شكاف كشتى جاى داديم آب از طغيان بازايستاد و به‌سلامت وارد شهر شديم اينك به حضرت تو آمديم و بشكرانه خداوند يگانه پانصد درهم نقره بياورديم .